سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

در آن شب،همه اش به کلمات مادرش،که در گوشه ای از اتاق رو به طرف قبله کرده بود،گوش می داد.رکوع وسجودوقیام وقعود مادر را در آن شب،که شب جمعه بود،تحت نظر داشت.با اینکه هنوز کودک بود،مراقب بود ببیند مادرش که این همه درباره ی مردان و زنان مسلمان دعای خیر می کند و یک یک را نام می برد و از خدای بزرگ برای هر یک از آنها سعادت و رحمت وخیر و برکت می خواهد،برای شخص خود از خداوند چه چیزی مسألت می کند؟

امام حسن علیه السلام آن شبراتاصبح نخوابیده و مراقب کار مادرش صدیقه مرضیه علیهاالسلام بودوهمه اش منتظر بود که ببیندمادرش درباره ی خود چگونه دعا می کند و از خداوند برای خودچه خیر و سعادتی می خواهد؟

شب صبح شد و به عبادت و دعا درباره ی دیگران گذشت و امام حسن علیه السلامحتی یک کلمه نشنید که مادرش برای خود دعا کند.صبح به مادر گفت:((مادر جان چرا من هر چه گوش کردم شما درباره ی دیگران دعای خیر کردیدو در باره ی خودتان یک کلمه دعا نکردید؟))

مادر مهربان جواب داد:((پسرک عزیزم،اول همسایه بعد خانه ی خود.))

گرفته شده از کتاب داستان راستان


نگارش در تاریخ سه شنبه 90/12/2 توسط آسیه | نظر

به پاس قهرمانیها به تن دارم نشانیها


نبودی تادراین ره قهرمانی های من بینی


اگرنامحرمی اینجانبودای محرم زینب


نشان میدادمت تا آن نشانیهای من بینی

 

منبع:کتاب اصول مداحی


نگارش در تاریخ جمعه 90/10/16 توسط آسیه | نظر

 عن أبی جعفر - علیه السلام -

قال لمّا خلق الله العقل استنطقه ثم قال له أقبل فأقبل

ثم قال له أدبر فأدبر

ثم قال و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا هو أحبّ إلیِ منک و لا أکملتک إلا فیمن أحبّ أما إنی إیاک آمر و إیاک أنهی و إیاک أعاقب و إیاک اثیب

 

ترجمه

اما باقر - علیه السلام - می فرمایند

چون خدا عقل را آفرید از او باز پرسی کرده به او گفت پیش آی پیش آمد

گفت بازگرد بازگشت

فرمود به عزت و جلالم سوگند مخلوقی که از تو به پیشم محبوبتر باشد نیافریدم و ترا تنها بکسانیکه دوستشان دارم بطور کامل دادم. همانا

امر و نهی کیفر و پاداشم متوجه تو است

.اصول کافی/ج1/ص10/کتاب عقل و جهل


نگارش در تاریخ پنج شنبه 90/8/12 توسط آسیه | نظر

خدا وقتی برایمان-در قرآن- خواند که روزی بهشت را به نیکو کاران جزا خواهم داد،قطعه ای از آن را جدا کرد و آورد میان سیاهی هایمان

 گذاشت،تا طعم دلتنگی آن را بچشیم.و از آسمان پلی کشید به بهشت،تافرشتگان بیایند به محضر صاحب این ملک بهشتی و بال ها یشان

 را اذین بخشند و ستاره ی رحمت برای آسمانیان به ارمغان ببرند، تا شاید در عبور و مرور شان،ستاره هایی از جنس ثواب هزاران حج مقبول

و عمره ی مبرور از جانب سماواتیان به عاشقان این قطعه از بهشت هدیه کنند.

 

و این چنین شاید پلی شود برای عاشقان، از بهشت تا بهشت...

 

 میلاد با سعادت امام رضا(علیه السلام) بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد


نگارش در تاریخ یکشنبه 90/7/17 توسط آسیه | نظر

 

شهادت مظلومانه ی

بانوی دو عالم تسلیت باد.

 


نگارش در تاریخ شنبه 90/2/17 توسط آسیه | نظر

ویژگی های مومن از دیدگاه امیر مومنان علی(علیه السلام)

مومن کسی است که مردم از او در مورد مال و جان و آبروی خود در امان باشند.

هنگام تسلط و توانایی گذشت می کند.

رفتارش ملایم است.

شیوه ی زندگی و راه رفتنش آمیخته با فروتنی است.

حاضر است خود را به زحمت بیندازد تا دیگران در آسایش باشند.

در دوستی خالص است.

در پیمان استوار است.

در داوریها ستم نمی ورزد و جانب داری نمی کند.

در نبود اشخاص حقوق آنان را رعایت می کند.

عذر پذیر است.

بسیار بخشنده است بی آنکه اسرافگر باشد یا زیاده روی کند.

نسبت به در ماندگان بسیار مهربان و دلسوز است.

ادامه مطلب...

نگارش در تاریخ سه شنبه 90/2/6 توسط آسیه | نظر

از جنگ برگشته بودند

خسته و تشنه

به سنگی تکیه زدند و ابی نوشیدند

خون از زخمها جاریست..

مالک اشتر که به دنبال بهانه بود سخنی از مولایش بشنود که خستگی پیکار را از تن براند

عرضه داشت: یا امیر المومنین! امروز من هم به همان تعداد کشتم که شما کشتید

پس فرق من با شما چیست؟؟

حضرت لبخندی به لب نشاندند

فرمودند:

مالک!

فرق ما این است که تو  در جنگ هرکه قصد جانت را میکند و شمشیر به رویت میکشد را میکشی که خدا اجرت دهد

اما من

تا اخرین ذریه او را نگاه میکنم اگر یک محب در نسل او باشد اورا نمیکشم تنها به او ضربتی میزنم که یارای جنگ را از دست بدهد

 

 

 

 

منبع: سایتwww.seyyed-karrar.persianblog.com 


نگارش در تاریخ شنبه 89/12/21 توسط آسیه | نظر

حسین بن غنذر و نیز محمد بن جعفر رزاز با سند خود از امام جعفر صادق(علیه السلام) و از امام رضا(علیه السلام) نقل نموده اند:

این جغد را که می نگری در عهد و زمان رسول خدا(صل الله) در قصر ها و آبادی ها جای می گرفت

 و هنگام خوردن و آشامیدن در نزد مردم حاضر می شدند و از طعام و شراب سیر و سیرآب

 می گشتند و به منازل و جایگاه های خود باز می گشتند.اما پس از شهادت

 امام حسین(علیه السلام) سوگند یاد کردند و متعهد شدند که:

1) از طعام و شراب مردم بهره نبرند زیرا مردم و امت بودند که حادثه ی کربلا را به وجود آوردند.

2) در ویرانه ها و کوهسار ها و صحرا ها هجرت کنند تا از شر امتی که فرزند دختر

 پیغمبرشان را کشتند در امان باشند.

3) روز ها روزه دارند و از لانه هایشان بیرون نمی آیند.

4) بعد از افطار تا صبح را بر عزای امام حسین(علیه السلام) ناله میکنند و روزی ای که از طرف

 خداوند برایشان مقرر شده و می رسد می خورند و طعام مردم را نمی خورند. 

 

منبع: کتاب سوز اندیشه ها صفحه ی 257 


نگارش در تاریخ دوشنبه 89/11/4 توسط آسیه | نظر

مردی از بنی اسد می گوید: پس از رفتن قافله ی کربلا من به میدان نبرد آمدم. صحنه ی عجیبی بود ،اجساد مطهر

 اهل بیت رسول خدا(صل الله) و یاران امام ( علیه السلام) غرقه در خون ،روی زمین افتاده بودند و خاک و غبار

روی آن ها نشسته بود، منظره ای بسیار حزن آور بود. از بدن های مطهر آنان نور به آسمان می تابید و نسیمی

 که بر آن اجساد عزیز می گذشت عطر آگین بود. در این هنگام شیری را دیدم که در کنار جسد مطهر

حضرت حسین(علیه السلام) آمد و خود را به خون مبارک امام(علیه السلام) آغشته کرد و چنان ناله می کرد

 که تا کنون نشنیده بودم و آن چه که بر تعجب من افزود آن بود که شب هنگام نگاهی به صحنه ی کارزار کردم

 در کنار هر بدن نوری دیدم هم چون شمعی که می درخشند و صدای ناله و گریه از کنار آن عزیزان به گوش می رسید.

 

منبع:کتاب سوز اندیشه ها صفحه ی 175 


نگارش در تاریخ دوشنبه 89/11/4 توسط آسیه | نظر

بنا به روایات متعد، اولین زائر،جابر بن عبد الله انصاری است،که در فرات غسل کردو لباس پاکیزه پوشید و کنار قبر

امام حسین(علیه السلام)رفت و سه بار گفت: یاحسین! اماجوابی نشنید. گفت: ای حبیب من! چرا جواب

دوست خود را نمی دهی؟ بعد از آن جابر غش کرد.هنگامی که به هوش آمد، عرض کرد:

یا حسین! معذرت می خواهم چگونه جواب مرا می توانی بدهی و حال آن که سر در 

بدن نداری. بعد فرمود: ما در اجر شهادت با شما شریک می باشیم،زیرا از پیغمبر

 شنیدم که هر کس به گفتار و کردار کسی راضی باشد، در اجر با آنها

شریک است و ما آرزو داشتیم که با شما در کربلا حاضر باشیم

وبه فیض شهادت نایل گردیم.

 

منبع:کتاب از مدینه تا مدینه صفحه ی 117


نگارش در تاریخ دوشنبه 89/10/27 توسط آسیه | نظر
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند ها
لوگوی دوستان



قالب وبلاگ